پاورپوینت (PowerPoint) درس ششم هدیه پنجم دبستان مال مردم
توضیحات فایل «درس ششم هدیه پنجم دبستان مال مردم.pptx»
کریم گفت: فقط یک روز آن را می خواهم. قول می دهم به خوبی از آن مراقبت کنم و حتّی یک خط هم به آن نیندازم . - البتّه پدرم خودش بهتر می داند؛ ولی من مطمئنّم بابا قبول نمیکند . - از کجا می دانی؟ - چون روز جشن تولّد من با تلفن همراهش فیلم گرفت. وقتی به او گفتم چرا با دوربین فیلم نمیگیری؟ گفت: از دوربین اداره نباید استفاده ی شخصی کرد. ماجرای اوّل ملیکا تا نگاهش به روان نویس قرمز افتاد، چشم هایش برق زد. - چه جالب! عجب خوش شانسم! فوری خم شد؛ آن را برداشت و هیجان زده به دوستش گفت: امروز صبح تصمیم داشتم از مغازه خودکار قرمز بخرم، امّا یادم رفت ؛ در عوض یک روان نویس قرمز پیدا کردم! چه روان نویس قشنگی! هدی گفت: امّا این که مال تو نیست ! زود برو این را داخل جعبه ی اشیای پیدا شده بگذار تا به دست صاحبش برسد. مال مردم درس ششم برایم بگو احساس شما از اینكه ببینید شخصی بدون اجازه از وسایل دیگری استفاده میكند ، چیست؛با او چه برخوردی میكنید ؟ چرا؟ کامل کنید مادر مریم فراموشك رده بود ظرف نذری همسایه را به آن ها بازگردانَد. استفاده از ظرف همسایه برای کارهای آشپزی در منزل.............................................. .................................................................................................. سعید از نانوایی برگشت. نانها را درون سفره گذاشت و دوباره آن ها را شمرد. برای بار سوم شمرد. اشتباه نكرده بود. نا نها 11 تا بود؛ امّا او فقط پول 10 نان را داده بود. پدر تا این ماجرا را شنید به پسرش گفت: 1- خاطره ای از شهید حسن شوکت پور کنار خیابان پر از صندو قهای میوه بود. من و حسن از خیابان رد شدیم [...]